ديشب رنگ رخساره عادل کاملا خبر مي داد از سر درون. صورت گريم نکرده اش حکايت از آن داشت که قبل از برنامه، آنقدر در جلسات بازجويي و کلاس هاي توجيهي شرکت کرده که فرصتي براي اينکارها نبوده! با بي حوصلگي هر چه تمامتر مسابقات ليگ را به صورت جويده جويده پخش کرد و به هنگام خداحافظي هم گفت: "اگر عمري باقي بود و بر روي اين صندلي باز هم بتوان از حق و حقانيت دفاع کرد، هفته آينده هم در خدمتتان خواهيم بود". عادل جان! فکر نمي کني جايي که يک مسابقه پيامکي را برنمي تابند، صحبت از دفاع از حق و حقانيت، به قول خودت زيادي "روياپردازانه" است؟!
تو آن وقتي گور برنامه را کندي که صفايي فراهاني را به عنوان مهمان آوردي تا در عرض دو ساعت تمام ناتواني هاي مافياي حاکم بر ورزش را به رخ شان بکشد. بدجوري عقده شده بود برايشان، بالاخره پس از يک سال عقده گشايي کردند.
دلمان نمي آيد که بگوييم برو اما مواظب باش که با ماندنت مورد سو استفاده سياسي قرار نگيري چون اگر قضيه بيخ پيدا کند همين روزهاست که آقاي فرصت طلب از آب گل آلود ماهي گرفته، نامه اي خطاب به زيردستان بنويسد و آنها را از برخورد با برنامه مردمي تو برحذر دارد و منت بر سر تو و ما بگذارد که ديديد من چقدر خوبم!
راستي بگذار خيالت را هم از طرف خودمان راحت کنم. اين مردم کوفي صفت (خودمان را مي گويم) که ميليون ميليون پيامک نثارت مي کنند به وقتش بدجوري تنهايت مي گذارند. فردا که بخواهند در برنامه ات را تخته کنند اصلا چشم اميد به طرفدارانت نداشته باش! حمايت ما در حد همان دو تا پيامک و 4 تا وبلاگ است، جاهايي که احساس مي کنيم دست کسي به ما نمي رسد. ديشب از آن همه دوست و آشنا و کارشناس و ... فقط نصيرزاده و حاج رضايي مانده بودند، تنها کساني که دستشان زير سنگ سازمان نبود. دوستانت که اينگونه اند از ديگران هيچ انتظاري نداشته باش. اين نبرد را تنها بايد به سامان برساني.

پس از سالها پشت گوش انداختن، بالاخره امروز دارم میرم برای گرفتن گواهینامه رانندگی ثبت نام کنم!

« بريد! بريد و بذاريد يه نفس راحت بکشيم! »
کی با شما بود حالا؟ اصلا شما اگه ريگي به کفشتون نيست چرا به خودتون گرفتيد؟

پ.ن: ديشب در قسمت سوم سريال آخرين دعوت (87/10/23) يکي از بازيگرها جمله اي گفت بسي پر مغز: " فحش رو بذار زمين، صاحبش مياد ورش ميداره".

دیروز از میوه فروشی سر کوچه رییس جمهورینا یک کیلو سیب و یک کیلو انار را خریدم 5700 تومان! پس از گذشت یک روز، آمپر همچنان روی هزار!

با این وضعی که من دارم این وبلاگ رو آپدیت می کنم، بهتره که کرکره اش رو بکشم پایین!

معمولا روزهاي جمعه ساعت يازده - به دلیل نبود برنامه اي بهتر - برنامه ورزش و مردم رو تحمل ميکنم ولي جمعه اي که گذشت (87/06/29) نکته اي در اين برنامه ديدم که در هيچ برنامه ورزشي علي الخصوص برنامه دوست داشتني نود مشابه آن را نديده بودم.
علي دايي - قلدر این روزهای فوتبال ما - مهمان برنامه بود و بهرام شفيع مجري ازلي و ابدي برنامه ورزش و مردم هم سوالاتي از سرمربي تيم ملي مي پرسيد. کمي که دقت ميکردي مي شد فهميد که تمام انتقاداتي که به علي دايي وارد بود در اين برنامه مطرح شد اعم از تعطيلي بيش از حد ليگ، عدم دعوت از کريمي و مهدوي کيا، اختلاف با قلعه نويي و درگيري با خبرنگاران به دليل عدم خويشتنداري سرمربي و سوالاتي از اين دست؛ اما علي دايي برنامه ورزش و مردم 180 درجه با علي دايي برنامه نود و کنفرانسهاي مطبوعاتي تفاوت داشت. نه خبري از درگيري بود نه خبري از تهديد و نه خبري از توهين و عصبانيت و ...! حتي در مواردي مجبور به عذرخواهي نيز شد (مشخصا در مورد خبرنگاران). عادل فردوسي پور و امثالهم جايزه دارند اگر بتوانند سرمربي تيم ملي را - فقط در يک مورد نه بيشتر - مجاب به عقب نشینی کنند، عذرخواهي پیش کش!
اگر چه آقاي شفيع هميشه به عنوان يک مجري نسبتا ضعيف که در اکثر مواقع با مزه پراني هاي بي مورد بحث ها را از حالت جدي خارج مي کند در ذهن من نقش بسته اما نحوه پرسيدن سوالها و بازخواست از افرادي چون سرمربي تيم ملي توسط ايشان مي تواند الگوي خوبي براي خبرنگاران و مجريان ورزشي ما باشد.


مي دونيد تصویر بالا مربوط به چيه؟
آره منم مي دونم خيلي سياهه ولي اگه يه کم فشار بياريد به مردمک چشمتون شايد يه چيزايي ببينيد! باز هم نشد؟ يعني شما هم نمي بينيد؟! خوب پس چشم هاي من سالمه! فکر کردم فقط من نمي بينم!
بذاريد بگم چيه! اين سفره شام خونه ما در چند شب گذشته است وقتي که برق دقيقا سر ساعت شام قطع ميشه! چون ما هم مثل خيلي هاي ديگه در زمينه قطعي برق در پايتخت يه کم نديد بديد هستيم، هيچگونه وسيله روشنايي اضطراري براي اينگونه مواقع تهيه نکرديم! در اينگونه مواقع تازه ميفهمي که نور Lcd گوشي موبايل چه نعميته و براي تعيين مختصات اوليه و محاسبه فاصله از وسايل مختلف سر سفره، چقدر به درد مي خوره!

یکی از دوستان قدیمی چند روز پیش می گفت: "انقدر فوتبالی ننویس، همه که مثل تو فوتبال دوست ندارند!" ولی چه کنیم که ما رو با کش بستند به فوتبال؛ تا ولمون کنند سریع میایم سمت فوتبال. اخیرا هم که درگیری لفظی علی دایی و امیر قلعه نویی کلی سوژه شده و نمیشه به راحتی از کنارش گذشت.
ماجرا از آنجا آغاز شد که علی دایی پس از دعوت از دو بازیکن اصلی تیم استقلال - حسین کاظمی و طالب لو - اعلام کرد که این بازیکنان را برای بازیهای لیگ در اختیار باشگاه نخواهد گذاشت. دست بر قضا تیم استقلال هم در عدم حضور این دو بازیکن مقابل تیم پگاه با شکست مواجه شد که همین امر باعث شدیدتر شدن درگیری های لفظی بین دو مربی گردید.

خلاصه ای از مصاحبه های چند روز اخیر این دو مربی و اظهار محبت شان به یکدیگر:

پنجشنبه 17 مرداد 1387 - علي دايي:
به هيچ عنوان به بازيكنان اجازه نمى دهم از اردوى تيم ملى خارج شوند. متن کامل مصاحبه

شنبه 19 مرداد 1387 قبل بازی با پگاه - قلعه نويى:
دايى مى توانست به جاى اين ۲ بازيكن از بازيكنان ديگرى دعوت كند. كاظمى مقابل فلسطين بازى نكرد. اصلاً از دايى انتظار نداشتم كه بازيكنان را در اردو حبس كند و آنها را تهديد به كنار گذاشتن از تيم ملى كند. متن کامل مصاحبه

شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۸۷ بعد از باخت مقابل پگاه- قلعه نویی:
از علي كفاشيان گلايه دارم كه چرا تيم ملي، حسين كاظمي و وحيد طالب لو را در اختيار ما قرار نداد. وحيد طالب لو براي ديدار هاي حساس تيم ملي دعوت نمي‌شود؛ اما براي مسابقه با فلسطين او را به تيم ملي مي برند. زماني كه من سرمربي تيم ملي بودم نه ليگ را تعطيل مي‌كردم و نه بازيكنان را از حضور در تيم هاي باشگاهي محروم مي كردم. متن کامل مصاحبه

دوشنبه 21 مرداد 1387 - علی دایی:
بعضي ها طاقت شکست را ندارند و باخت را گردن نمي گيرند.به نظر من تيمي که متکي به يک يا دو نفر باشد،تيم نيست. آقايان تا ديروز گله مي کردند که چرا بازيکنانشان دعوت نمي شوند،اما حالا ايراد مي گيرند. چرا در بازي قبلي که استقلال پيروز شد،گفتند اين نتيجه دوازده کيلومتر دويدن در ترکيه بود،اما حالا باخت را گردن من مي اندازند. استقلال متعلق به قلعه نويي نيست و براي همه مردم و مربياني از جمله حجازي است. متن کامل مصاحبه

دوشنبه 21 مرداد 1387 - قلعه نويي:
آقاي دايي! به شما ارتباطي ندارد که استقلال متعلق به چه کسي است. اگر دایی راست مي گويد،خودش هم در يک بازي حساس تيم ملي از جواد نکونام استفاده نکند تا معلوم شود غيبت یک بازيکن چه تاثيراتي خواهد گذاشت. یکي از دلايل در جا زدن تیم ملی همين آقاي دايي بود که بايد شش،هفت سال پيش فوتبال را کنار مي گذاشت. بزرگترين هنر دايي فراري دادن تماشاگران بوده است. همه ناراحتي اين آقا به خاطر اين است که بنده از تيم ملي خطش زدم. سايپايي که خود اين آقا بسته بود و تمرينات و بدنسازي آن را از اول تا آخر تحت نظر داشت در ليگ يازدهم شد؛چرا درباره اين موضوع به مردم توضيح نمي دهند؟ اردوهاي 20 روزه ديگر در دنيا منسوخ شده است،اما اين آقا که از اين مسائل اطلاعاتي ندارد تيم را 20 روز به اروپا برد. متن کامل مصاحبه

اگر شما به عنوان یک شخص بی طرف بخواهید در مورد این ماجرا قضاوت کنید، حق را بیشتر به کدام یک از این دو مربی خواهید داد؟

برای مشاهده نظرسنجی کمی صبر کنید.

درهمین زمینه بخوانید:
۲۰ بازيكن در تيم ياران دايى!
تمامیت فوتبال ایران فدای بازیهای بی ارزش غرب آسیا!
انتقاد شديد افشين قطبى از علي دايي
احدي: بازيكنان به جاي تيم ملي بايد در باشگاه‌ها آماده شوند.
مجید جلالی: حق با علي دايي است.
محمد مايلي کهن: زمان من تيم ملي به خاطر اضافه بار،دير به ايران نمي رسيد.

پ.ن. :
چهارشنبه 23 مرداد 1387 - علی دایی:
حقيقتاً وقتي اين حرف ها را مي شنوم خنده ام مي گيرد چرا كه همه مي دانند كه من بعد از جام جهاني قصد بازي كردن در تيم ملي را نداشتم و اگر اين آقا (قلعه نويي) گفته كه علي دايي را از تيم ملي خط زدم اجازه بدهيد به همين حرفها خوش باشد. متن کامل مصاحبه

خداد عزیزی: دايي مي‌ترسد كه موقعيتش را در باشگاه سايپا از دست بدهد.

گوش شيطان کر، چشمم کف پای فدراسیون، امسال بر خلاف سالهاي گذشته، ليگ برتر فوتبال به موقع و سر موعد مقرر حتي زودتر از ساير کشورها آغاز خواهد شد. از امروز تب فوتبال دوباره ما را فرا خواهد گرفت تا شاید بتوانیم در هیاهو و هیجانات این ورزش جذاب، مشکلات روزمره مان را به فراموشی بسپاریم.
تازه امسال یک فرق اساسی با سالهای گذشته دارد که تبمان را دو چندان می کند، آن هم اینکه هم آبی ها و هم قرمزها آسیایی هستند. پس از آن ماجرای کذایی عدم ارسال لیست، دلمان بدجوری لک زده برای بازیهای آسیایی. امسال هم که استقلال و پرسپولیس در فصل نقل و انتقالات خوب یار جمع کرده اند و این جور که پیداست رقابت سنگینی خواهند داشت و این یعنی باز هم هیجان بیشتر!

پ.ن. : عاجزانه از بابابرقی عزیز خواهشمند است در زمان پخش فوتبال به ما رحم کرده، برق را قطع نکنند!

چقدر مطلب هست امروز واسه نوشتن. درگذشت خسرو شکیبایی، افتضاح به بار آمده از لغو بازی ها تدارکاتی تیم ملی فوتبال، زمزمه هایی مبنی بر تاسیس دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران و ...!
اما امروز این پست رو فقط و فقط به افتخار پدر شدن دوست عزیزمون آن هم دقیقا در روز پدر، می نویسم. اگر چه تا روز پدر شدنش هیچکی هیچی نمی دونست و تازه بعدشم از طریق وبلاگش فهمیدیم ولی شیرینی رو که بده همه مون یادمون میره!
روز پدر بر این "تازه پدر" مبارک! امیدواریم حداقل روز عروسی آقا مانی (ابن سینا) رو یادش نره به ما خبر بده!

اگر چه دوست ندارم در حوزه هایی که تخصص و شناخت کافی ندارم - مخصوصا سیاست - وارد شوم ولی برای عوض شدن حال و هوای وبلاگ بد ندیدم به نکته ای اشاره کنم.
اگر مثل اینجانب از بینندگان همیشگی تلویزیون ایران باشید احتمالا طی دو سه ماه گذشته متوجه شده اید که صدا و سیما در بسیاری از برنامه های سیاسی و غیر سیاسی و با عناوین مختلف از دکتر ولایتی - وزیر اسبق امور خارجه - به عنوان مهمان و کارشناس استفاده می نماید.
به نظر شما علت بالا رفتن ناگهانی فرکانس حضور ایشان در برنامه های تلویزیونی، انتخابات سال آتی نیست؟

طی یک اقدام انقلابی قالب وبلاگ رو عوض کردم! فعلا شده اینی که الان می بینید. شاید بعدا تغییرات دیگری هم درش ایجاد کنم.

پس از قرعه کشي دور دوم مسابقات مقدماتي جام جهاني 2010 در قاره کهن، تيم ملي فوتبال ايران با تيم هاي کره جنوبي، عربستان، کره شمالي و امارات هم گروه شده است. در جدول ذيل خلاصه اي از نتايج تيم ايران در مقابل اين چهار کشور در مسابقات مقدماتي جامهاي جهاني 1974 تا 2006 را آورده ام.

عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات مقدماتی ادوار مختلف جام جهانی
کره جنوبیعربستانکره شمالیاماراتتوضيحات
ایران 1974
(حذف در پلي آف)
----------
PRK 0 - IRN 0
PRK 1 - IRN 2
----------
ایران 1978
(صعود مستقيم)
KOR 0 - IRN 0
KOR 2 - IRN 2
KSA 0 - IRN 3
KSA 0 - IRN 2
---------------
ايران 1990
(حذف از گروه)
-------------------------
ايران 1994
(حذف از گروه)
KOR 3 - IRN 0KSA 4 - IRN 3PRK 1 - IRN 2-----کره جنوبي و عربستان به جام جهاني راه يافتند
ايران 1998
(صعود در پلي آف)
-----
KSA 1 - IRN 1
KSA 1 - IRN 0
----------عربستان از اين گروه مستقيما به جام جهاني صعود کرد
ايران 2002
(حذف در پلي آف)
-----
KSA 0 - IRN 2
KSA 2 - IRN 2
-----
UAE 0 - IRN 1
UAE 0 - IRN 3
عربستان از اين گروه مستقيما به جام جهاني صعود کرد
ايران 2006
(صعود مستقيم)
----------
PRK 0 - IRN 1
PRK 0 - IRN 2
----------
مجموعKOR 5 - IRN 2KSA 8 - IRN 13PRK2 - IRN 7UAE 0 - IRN 4-----

در چهار دوره گذشته، دو تیم کره جنوبی و عربستان همواره به عنوان نمایندگانی از آسیا در جام جهانی حضور یافته اند و همانطور که از نتايج فوق بر مي آيد تيم ايران هر گاه با این دو تيم - علی الخصوص عربستان - هم گروه بوده، حذف و يا راهی پلي آف شده است و صعود مستقيم به جام جهاني نداشته است. تیم ایران در چهار دوره اخیر تنها در سال 2006 که با هیچ یک از این دو تیم هم گروه نبوده است توانسته مستقیما به جام جهانی صعود نماید.
به نظر شما تيم ايران اين بار چه نتيجه اي خواهد گرفت؟


برای مشاهده نظرسنجی کمی صبر کنید

علی دایی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران - عکس از خبرگزاری فارس

این روزها یکی از سخت ترین کارها تحمل نود دقیقه بازی تیم ملی فوتبال ایران است. چرایش را هم فقط باید در آقای سرمربی و نحوه تیمداریش جستجو کرد. آنچه مسلم است این که این تیم ملی را نمی توان نماد فوتبال ایران دانست. حضور بازیکنان درجه دویی مثل ابراهیم صادقی، مجید غلام نژاد، غلامرضا رضایی، ستار زارع و - با عرض پوزش - فریدون زندی در ترکیب اصلی، نا آماده بودن امثال آندو تیموریان، اختلافات شخصی علی دایی با نامهای بزرگی چون علی کریمی، مهدی مهدوی کیا، وحید هاشمیان، ایمان مبعلی و نیکبخت واحدی، نیمکت نشینی ابدی بازیکنانی چون مجتبی جباری و احسان حاج صفی و دعوت از بازیکنان نا آماده ای چون ابراهیم میرزاپور - که در تیم دسته اولی استیل آذین نیمکت نشین بود - تنها به واسطه دوستی با سرمربی، همه و همه دست به دست هم می دهند تا نتوانی به عنوان یک ایرانی از تماشای بازی تیم ملی ات لذت ببری و فقط به دیدن چند دقیقه آخر بازی آن هم برای دانستن نتیجه اکتفا کنی.
پر واضح است که این تیم با این نفرات و این نوع نگاه سرمربی، هیچگاه به سرمنزل مقصود نخواهد رسید و دور بعدی انتخابی جام جهانی چیزی به جز شکست برای ما و سرشکستگی برای آقای سرمربی در پی نخواهد داشت.

استقلال در يکي از ضعيفترين سالهای فوتبالیش موفق شد جام ديگري را به ويترين افتخارات خودش اضافه کند. جمع بندی کلی بازیهای لیگ برتر و جام حذفی امسال را در این جدول آورده ام.

عملکرد تیم فوتبال استقلال تهران در فصل 86-87

بردمساویباختگل زدهگل خورده
لیگ برتر1110134444
جام حذفی231127
مجموع1313145651

تیم هایی که در این فصل به استقلال باختند:
استقلال اهواز(2 بار)، شیرین فراز (2 بار)، پگاه رشت (2 بار)، راه آهن (2 بار)، مقاومت سپاسی، ذوب آهن، ملوان، برق شیراز و تربیت یزد!
تیمهایی که استقلال را در این فصل شکست دادند:
صنعت نفت (2 بار)، سپاهان (2 بار)، پیکان (2 بار)، پگاه رشت (2 بار)، ملوان، سایپا، پاس همدان، مس کرمان، ابومسلم، ذوب آهن و هر کی از ننه اش قهر کرده بود!
از جمله شاهکارهای دیگر: سه بار تغییر سرمربی، باخت چهار بر یک از پگاه رشت، به دست آوردن تنها یک برد در یازده بازی آخر لیگ و کسب رتبه سیزدهم لیگ برتر.
استقلال اگرچه قهرمان جام حذفی شد ولی شور و شعف ناشی از این قهرمانی باعث نخواهد شد مدیریت ضعیف باشگاه را از یاد ببریم.
در کل باید بگویم آقای دکتر حاجی برو!


بس که امسال ضعیف کار کردند آدم روش نمیشه تو وبلاگش در موردشون مطلب بنویسه که نکنه یه وقت استقلالی بودنش مایه شرمندگی بشه! امروز هم فینال جام حذفی را خدا به خیر کنه، من که چشمم از این بر و بچه های خوش غیرت آب نمیخوره.
میگن یه روز یه دیوونه با یه کاسه ماست کنار دریا وایساده بوده هی با خودش میگفته نمیشه ولی اگه بشه چی میشه؟! میپرسند چی نمیشه؟ میگه اگه من این کاسه ماست رو بریزم تو دریا، دریا دوغ نمیشه ولی اگه بشه چی میشه! تیم استقلال امسال هم چیزی بیش از آن کاسه ماست نیست فقط تنها شانسی که آورده اینه که یه کاسه ماست مثل خودش رقیبش تو فیناله.

افشين قطبي ساعت 5 بامداد روز يك‌شنبه (87/03/12) تهران را به مقصد امارات ترك كرد. متن کامل خبر
در بسیاری از فيلمها ديده ايم که وقتي در جنگی، يکي از دو سپاه، افسر لايقي را از دست مي دهد حتي دشمنان نيز به نشانه احترام کلاه از سر بر مي دارند. بياييد امروز همه به احترام افشين قطبي - نمونه بارز کلمه فهیم - از جا برخيزيم و کلاه از سر برگيريم.

روزی سرمربیگری تیم ملی را به او پیشکش خواهیم نمود، باشد که بپذیرد.

دیروز هرچه تلاش کردم که جلوی خودم را بگیرم و بازی پرسپولیس، سپاهان را نبینم نشد که نشد. بدو بدو رفتم تا نیمه دوم را تماشا کنم. "چند چنده؟" اولین سوالی بود که قبل از هر سلام و احوالپرسی باید می پرسیدم و صدای گرفته خانم پرسپولیسی خانه ما که گفت "1-1". اگر چه این بازی چوب دو سر طلا بود و هر تیمی می برد برای من آبی پوش خوشحالی نداشت ولی ترجیح می دادم این افشین قطبی باشد که جام را از چنگ آن اصفهانیهای مغرور در می آورد.
بازی هم کم سوهان اعصاب نبود، این یکی فقط می کشید زیر توپ که شاید آن جلو یکی گل بزند آن یکی هم که می زد زیرش تا به قول پیمان یوسفی توپ از منطقه خطر دور شده باشد. اما حاشیه جالب کم نداشت این بازی. از ویرای عصبی با دوتا ساعت به مچش تا کارت زردهای نوبتی بازیکنان سپاهان، از 100 هزار قرمزپوش تا علی پروین، عابدزاده و آن رضا (مالدینی!) جینگول مینگول. از فردوسی پور جو زده که یاد ماجرای اسب افتاده بود تا صدای لرزان سردار رادان که بعد از بازی بغض کرده بود (اصفهانی باشی و رئیس پلیس تهران، خوب این دردسرها را هم دارد دیگر) و از نگرانی های و اندوه یگانه پرسپولیسی خانه ما تا دلداریهای من استقلالی و اطمینان دادن که پرسپولیس دقیقه آخر گل می زند و البته زد. اینها همه و همه جذابیت هایی بود که مرا نشاند پای این مسابقه. حالا هم باید منتظر باشیم شاید این جام حذفی در خانه آبی ها را بزند.

شادی هماهنگ کادر فنی پرسپولیس به حکایت خبرگزاری فارس
این هم شادی هماهنگ کادر فنی پرسپولیس، حالا هی باز هم بگید اینا هماهنگ نیستند!
برای دیدن تصویر اصلی، روی این تصویر کلیک کنید.


راستی دیروز اگر پرسپولیس می باخت و استقلال هم با تفاضل گل خوب صنعت نفت را می زد، استقلال قهرمان می شد نه؟!


پ.ن. : این هم عکس جالبی از عادل فردوسی پور در بین هواداران پرسپولیس توسط جاوید نیکپور از خبرگزاری برنا

اين باشگاه آبي هم عجب بلبشويي شده! سرمربي که اين همه قول جام حذفي داده بود همين ديروز پريروز استعفاش دادند! لااقل ميذاشتيد بلکم اين حذفي رو مي آورد! حاجي با اين مديريت افتضاحش تيم رو نابود کرده، زورشون به فيروز مادرمرده رسيد. به قول معروف ما مي گيم خر نمي خوايم پالون خر عوض ميشه. اعضاي هيات مديره هم که نقش سيب زميني باشگاه رو ايفا ميکنند! لااقل محض اينکه يه موقع نگند لال بوديد يه اولتيماتوم به اين حاجي فتح ا... بديد.
امروز هم که بازي فينال گونه پرسپوليس، سپاهان برگزار ميشه و تا چند ساعت ديگه از تنديس قهرمان پرده برداري خواهد شد! آرزوهايمان براي قهرمان نشدن اين دو تيم هم که بر باد رفت. علي الحساب هم فکر مي کنم پرسپوليس قهرمان ميشه چون سپاهان ديگه اون سپاهان بوناچيچ نيست که بخواد چهارتا بزنه. اين مربي جديدشون، ويرا، انقدر عصبيه که قطعا همون دو دقيقه اول تماشاگرها جفت پا رفتند رو اعصابش و بازي رو وا ميده.
ما که بخيل نيستيم ولي اي کاش هيچکدوم قهرمان نشن! يکي هم پيدا نميشه باز از اينها شکايت کنه يه چند امتياز ديگه هم کم بشه!


چهارتا بازي حساس براي سه تيم صدر جدول تو اين دو هفته پاياني ليگ برتر برگزار ميشه:
هفته سي و سوم : پرسپوليس - صباباتري و سپاهان - نفت آبادان
هفته سي و چهارم: پرسپوليس - سپاهان و پگاه - صباباتري
نمي تونم اسمش رو بذارم تحليل چون بيشتر آرزومه! اون هم اينکه پرسپوليس به صباباتري مي بازه و هفته آخر براي اينکه صبا بتونه قهرمان بشه، پرسپوليس سپاهان رو شکست ميده (دستش درد نکنه)!
اينم يه نظرسنجي براي پيش بيني قهرمان که احتمالا خودم تنها کسي خواهم بود که به صباباتري راي ميدم: